معنی ۱neutral · 85%
عمل یا رویهٔ فرار از تعهد، پرسش یا پیامدی نامطلوب، اغلب با روشهای غیرصادقانه یا غیرمستقیم.
مثالهای طبیعی
The witness’s repeated evasion frustrated the committee.
طفرهروی مکرر شاهد، اعضای کمیته را کلافه کرد.
The company was fined for tax evasion.
شرکت به دلیل فرار مالیاتی جریمه شد.
His long answer was an obvious evasion.
پاسخ طولانی او آشکارا نوعی طفرهروی بود.
نکتهٔ کاربردی
Tax evasion معمولاً به رفتاری غیرقانونی اشاره دارد؛ tax avoidance بسته به شرایط میتواند قانونی باشد.
