معنی ۱neutral · 87%
به صورتی که مقدارها یا فاصلهها در بخشهای مختلف تقریباً برابر باشند
مثالهای طبیعی
The teacher divided pencils evenly among the tables.
معلم مدادها را به تعداد مساوی بین میزها تقسیم کرد.
Apply the sunscreen evenly over your arms.
کرم ضدآفتاب را بهطور یکنواخت روی بازوهایتان بمالید.
Small lights were evenly spaced around the mirror.
چراغهای کوچک با فاصلههای مساوی دور آینه چیده شده بودند.
نکتهٔ کاربردی
برای مقایسهٔ نحوهٔ توزیع، میتوان از more evenly و most evenly استفاده کرد.
