معنی ۱formal · 85%
برای همیشه و بیپایان، بهویژه در زبان شعر یا موقعیتهای باشکوه.
مثالهای طبیعی
His kindness will be remembered evermore.
مهربانی او تا ابد در یادها خواهد ماند.
I will cherish you for evermore.
تا ابد عزیزت خواهم داشت.
The guardian vowed to watch over the valley evermore.
نگهبان سوگند خورد که تا ابد از دره پاسداری کند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب در پایان جملهواره میآید، بهخصوص همراه با for.
ترکیبهای رایج
— در تمام زمانهای آینده؛ تا ابد
