معنی ۱formal · 90%
بخشی از بدن یا سطحی را به بیرون برگرداندن تا سمت داخلی آن رو به بیرون قرار گیرد.
مثالهای طبیعی
The clinician gently everted the upper eyelid.
درمانگر پلک بالایی را با ملایمت به بیرون برگرداند.
Avoid everting injured tissue without professional guidance.
بدون راهنمایی متخصص، بافت آسیبدیده را به بیرون برنگردانید.
The stitch everts the wound edges slightly.
این بخیه لبههای زخم را کمی به بیرون برمیگرداند.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاح کالبدشناسی و جراحی است؛ invert به چرخاندن به داخل و evert به چرخاندن به بیرون اشاره میکند.
