معنی ۱neutral · 90%
همهٔ افراد یا چیزهای یک گروه، بهصورتی که هر کدام جداگانه در نظر گرفته شوند
مثالهای طبیعی
I study English every day.
من هر روز انگلیسی میخوانم.
Every student needs a book.
هر دانشآموز به یک کتاب نیاز دارد.
Every room has a window.
هر اتاق یک پنجره دارد.
نکتهٔ کاربردی
every با اسم قابلشمارش مفرد میآید، حتی با اینکه به افراد یا چیزهای متعددی اشاره میکند.
