معنی ۱neutral · 86%
وادار کردن کسی به ترک خانه یا ملک، معمولاً از طریق فرایند قانونی.
مثالهای طبیعی
The landlord tried to evict the tenants.
صاحبخانه تلاش کرد مستأجران را از خانه بیرون کند.
A court order may be needed to evict someone.
ممکن است برای اخراج قانونی کسی از ملک به حکم دادگاه نیاز باشد.
Several families were evicted from the building.
چندین خانواده بهاجبار از آن ساختمان بیرون رانده شدند.
نکتهٔ کاربردی
صرف اینکه مالک از کسی بخواهد ملک را ترک کند، تخلیهٔ اجباری را لزوماً قانونی نمیکند.
