معنی ۱formal · 90%
بر پایهٔ شواهد موجود روشن و آسان برای دیدن یا فهمیدن
مثالهای طبیعی
It became evident that the schedule was unrealistic.
آشکار شد که برنامهٔ زمانی واقعبینانه نیست.
Her confidence was evident throughout the presentation.
اعتمادبهنفس او در تمام ارائه آشکار بود.
The trend became more evident after several months.
پس از چند ماه روند آشکارتر شد.
نکتهٔ کاربردی
`Evident` نسبتاً رسمی است و اغلب پس از `be`, `become` یا `remain` میآید، نه مستقیماً پیش از اسم.
