معنی ۱neutral · 90%
مربوط به تکامل زیستی و سازگاری در طول نسلها
مثالهای طبیعی
The species developed an evolutionary advantage in colder climates.
این گونه در اقلیمهای سردتر یک مزیت تکاملی پیدا کرد.
Evolutionary biology explains patterns of adaptation and diversity.
زیستشناسی تکاملی الگوهای سازگاری و تنوع را توضیح میدهد.
These bones reveal the animal's evolutionary history.
این استخوانها تاریخ تکاملی جانور را آشکار میکنند.
نکتهٔ کاربردی
`Evolutionary` صفت مربوط به `evolution` است و بهویژه در زیستشناسی و ژنتیک رایج است.
