درخواست و گرفتنِ پول یا امتیاز از راه اجبار یا سوءاستفاده از قدرت.
مثالهای طبیعی
The exaction of tribute provoked repeated protests.
گرفتنِ اجباری خراج، اعتراضهای پیاپی را برانگیخت.
Exaction by armed groups made trade impossible.
اخاذیِ گروههای مسلح تجارت را ناممکن کرد.
The judge questioned the unlawful exaction of fees.
قاضی قانونی بودنِ اخذ اجباریِ هزینهها را زیر سؤال برد.
نکتهٔ کاربردی
این اسم بر اجبار یا مطالبهٔ ناموجه تأکید دارد؛ هر هزینهٔ معمول و داوطلبانهای exaction نیست.
