معنی ۱neutral · 95%
برای تأکید بر اینکه چیزی کاملاً درست، دقیق یا یکسان است
مثالهای طبیعی
Your answer is exactly right.
پاسخت دقیقاً درست است.
The meeting starts at exactly nine.
جلسه دقیقاً ساعت نه شروع میشود.
This is exactly what I wanted.
این دقیقاً همان چیزی است که میخواستم.
نکتهٔ کاربردی
exactly مستقیماً قبل از واژه یا عبارتی میآید که میخواهی دقت یا تطابق کامل آن را برجسته کنی.
ترکیبهای رایج
— کاملاً درست
