کسی که رویدادها یا ویژگیها را بزرگتر، بهتر، بدتر یا مهمتر از واقعیت جلوه میدهد.
مثالهای طبیعی
My uncle is an exaggerator when describing his travels.
عمویم وقتی سفرهایش را تعریف میکند، حسابی اغراق میکند.
The columnist called him an exaggerator after checking his figures.
ستوننویس پس از بررسی آمار و ارقامش، او را فردی اغراقگو خواند.
Even charming exaggerators can mislead their friends.
حتی اغراقگوهای خوشصحبت هم ممکن است دوستانشان را گمراه کنند.
نکتهٔ کاربردی
اغراق کردن لزوماً برابر با سرهم کردنِ داستانی کاملاً دروغ نیست؛ شخص اغراقگو ممکن است واقعیت را بیش از اندازه کش بدهد.
