از شخص یا چیزی با بالاترین درجهٔ ستایش و احترام یاد کردن.
مثالهای طبیعی
The poem exalts courage in the face of defeat.
این شعر شجاعت در برابر شکست را میستاید.
Critics exalted the composer as a visionary.
منتقدان آهنگساز را نابغهای آیندهنگر خواندند و بسیار ستودند.
The congregation gathered to exalt God in song.
اعضای جماعت برای ستایش خداوند با آواز گرد آمدند.
نکتهٔ کاربردی
exalt از praise رسمیتر و پرشکوهتر است و اغلب در نیایش، نقد ادبی یا زبان تشریفاتی دیده میشود.
