برخوردار از جایگاه بسیار بلند از نظر مقام، اهمیت یا احترام.
مثالهای طبیعی
The guest occupied an exalted position in the government.
مهمان در دولت مقامی عالیرتبه داشت.
Few officials achieved such exalted status during their careers.
کمتر مقام مسئولی در طول دوران کاری خود به چنین جایگاه والایی دست یافت.
His supposedly exalted title impressed nobody in the room.
عنوان بهاصطلاح بلندپایهٔ او هیچکس را در آن اتاق تحت تأثیر قرار نداد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت لحنی رسمی یا ادبی دارد و معمولاً همراه با position، rank و status میآید؛ در گفتوگوی روزمره، high-ranking یا prestigious اغلب طبیعیترند. با supposedly میتواند اعتبار ادعایی آن مقام را زیر سؤال ببرد.
