آزمونی رسمی برای سنجش دانستهها یا تواناییهای شخص.
مثالهای طبیعی
Our final examination is next Monday.
امتحان پایانترم ما دوشنبهٔ آینده است.
She passed the examination on her first attempt.
او در اولین تلاشش امتحان را قبول شد.
Students take two examinations each semester.
دانشجویان هر نیمسال دو امتحان میدهند.
نکتهٔ کاربردی
در معنای آزمون، take an examination یعنی آزمون دادن و pass an examination یعنی قبول شدن.
