معنی ۱neutral · 90%
چیزی را با دقت نگاه یا بررسی کردن تا آن را درک کنیم یا از وضعیتش آگاه شویم
مثالهای طبیعی
The doctor examined my injured knee.
پزشک زانوی آسیبدیدهام را معاینه کرد.
Researchers examined the data carefully.
پژوهشگران دادهها را با دقت بررسی کردند.
Police examined the damaged door.
پلیس درِ آسیبدیده را بررسی کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Examine` مفعول مستقیم میگیرد و معمولاً به بررسی یا ارزیابی دقیق اشاره دارد.
ترکیبهای رایج
— شواهد را با دقت بررسی کردن

