بیرون آوردن خاک یا سنگ از یک ناحیه، معمولاً برای ایجاد فضایی جهت ساختوساز.
مثالهای طبیعی
Workers excavated a deep trench beside the road.
کارگران کنار جاده گودالی باریک و عمیق حفر کردند.
The contractor will excavate the site next week.
پیمانکار هفتهٔ آینده محل را خاکبرداری خواهد کرد.
Machines are excavating a tunnel beneath the river.
ماشینآلات در حال حفاری تونلی زیر رودخانه هستند.
نکتهٔ کاربردی
مفعولِ excavate در متنهای عمرانی معمولاً محل یا فضای مورد حفاری است، مانند excavate a site یا excavate a trench. این فعل از dig رسمیتر است و بیشتر برای عملیات فنی و برنامهریزیشده به کار میرود.
