فرایند کندن زمین، بهویژه برای کار عمرانی یا تحقیق باستانشناسی.
مثالهای طبیعی
Excavation will begin before the new pipes are installed.
حفاری پیش از نصب لولههای جدید آغاز خواهد شد.
The excavation of the ancient village lasted five months.
کاوش روستای باستانی پنج ماه طول کشید.
Workers must wear helmets during excavation.
کارگران هنگام حفاری باید کلاه ایمنی بپوشند.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان فعالیت، excavation معمولاً غیرقابلشمارش است؛ یک کاوش باستانشناسی مشخص را هم میتوان an excavation نامید.
