معنی ۱neutral · 86%
ماشین بزرگی با بازوی بلند و باکت که خاک را میکند یا جابهجا میکند.
مثالهای طبیعی
An excavator dug the foundation for the new shop.
یک بیل مکانیکی برای فروشگاه جدید پیکنی کرد.
Two excavators are working beside the motorway.
دو بیل مکانیکی کنار بزرگراه کار میکنند.
We hired a small excavator to remove the soil.
برای برداشتن خاک یک بیل مکانیکی کوچک اجاره کردیم.
نکتهٔ کاربردی
excavator نام ماشین است؛ excavation به عملیات حفاری یا گودال حاصل از آن اشاره دارد.
