معنی ۱neutral · 90%
استانداردی بسیار بالا از کیفیت، مهارت یا عملکرد
مثالهای طبیعی
The programme promotes excellence in teaching and research.
این برنامه تعالی در آموزش و پژوهش را ترویج میکند.
Her award recognized sustained professional excellence.
جایزهٔ او برتری حرفهایِ پایدارش را به رسمیت شناخت.
The hospital became a centre of excellence for cardiac care.
بیمارستان به مرکز ممتاز مراقبتهای قلبی تبدیل شد.
نکتهٔ کاربردی
`Excellence` به یک استاندارد یا کیفیت برجسته اشاره دارد، نه صرفاً قابلقبول یا شایسته بودن.
