شخص، چیز یا موردی که شامل یک قاعده یا الگوی کلی نمیشود
مثالهای طبیعی
There is one exception to the new attendance policy.
یک استثنا برای سیاست جدید حضور و غیاب وجود دارد.
Most shops close early, with one notable exception.
بیشتر مغازهها زود میبندند، با یک استثنای قابلتوجه.
The law allows several exceptions for emergency services.
قانون چند استثنا برای خدمات اضطراری در نظر میگیرد.
نکتهٔ کاربردی
حرف اضافهٔ معمول `to` است: `an exception to a rule`، نه `an exception of a rule`.

