بهطور غیرعادی خوب و بهوضوح بالاتر از استاندارد معمول
مثالهای طبیعی
She demonstrated exceptional leadership during the crisis.
او در طول بحران رهبری استثنایی از خود نشان داد.
The support team was exceptional throughout the launch.
تیم پشتیبانی در تمام دورهٔ راهاندازی عملکردی استثنایی داشت.
His final project was more exceptional than earlier work.
پروژهٔ پایانی او از کارهای قبلیاش استثناییتر بود.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی، `exceptional` بار مثبت قوی دارد و اغلب به معنای برجسته است.
