معنی ۱neutral · 90%
بیشتر از چیزی که معقول، لازم یا قابلقبول است
مثالهای طبیعی
Excessive overtime can damage staff morale.
اضافهکاری بیش از حد میتواند روحیهٔ کارکنان را آسیب بزند.
The doctor warned him against excessive salt consumption.
پزشک به او دربارهٔ مصرف بیش از حد نمک هشدار داد.
The repair bill seemed excessive for such minor damage.
هزینهٔ تعمیر برای چنین آسیب جزئیای بیش از حد به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
`Excessive` از `high` یا `large` قویتر و منفیتر است، چون معنی «بیش از حد» میدهد.
