exchange
A1اسم/US /ɪkstʃˈeɪndʒ/ ĭksch-ĀNJ; UK /ɪkstʃˈeɪndʒ/ ĭksch-ĀNJ/
رد و بدل کردن، تسعیر نمودن، عوض
JadoLearn Dictionary
معنی exchange به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رد و بدل کردن، تسعیر نمودن، عوض
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پایاپای، دادوستد کالا، تهاتر
طرز رفتار، سروکار، راست باز
صنف، تجاری، تجارت
تردد، آمد وشد کردن، ایاب و ذهاب
عوض کردن، جا بجا کردن، پس و پیش کردن
رفت و آمد کردن
متناوب ساختن، جا بجا
چانه زدن، قرارداد معامله، معامله
چرخ باربری، ماشین باری، کامیون
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.