معنی ۱neutral · 90%
احساس شدید شادی و علاقه بهدلیل رخ دادن یا انتظارِ اتفاقی خوشایند
مثالهای طبیعی
The children shouted with excitement before the trip.
کودکان پیش از سفر، از هیجان فریاد میزدند.
There was great excitement after the final goal.
پس از گل آخر، هیجان زیادی به وجود آمد.
Her excitement about the concert was obvious.
شوروشوق او برای کنسرت آشکار بود.
نکتهٔ کاربردی
`Excitement` معمولاً غیرقابلشمارش است؛ بنابراین از `much`، `great` یا `a lot of` استفاده میشود، نه `many`.

