معنی ۱neutral · 90%
ناگهان و با صدای بلند چیزی گفتن، از شدت تعجب، هیجان یا احساس
مثالهای طبیعی
“You remembered!” she exclaimed with delight.
او با خوشحالی فریاد زد: «یادت بود!»
The children exclaimed in surprise when the deer appeared.
وقتی گوزن پیدا شد، بچهها از تعجب فریاد زدند.
“What a disaster!” exclaimed the nervous director.
مدیر مضطرب فریاد کشید: «چه فاجعهای!»
نکتهٔ کاربردی
exclaim اغلب گفتار مستقیم را معرفی میکند: “Amazing!” he exclaimed. نشاندهندهٔ واکنش ناگهانی عاطفی است، نه گفتهای عادی.
