موجب درد جسمی بسیار شدید شدن.
مثالهای طبیعی
He felt excruciating pain in his shoulder.
او در شانهاش دردی طاقتفرسا احساس کرد.
The toothache became excruciating during the night.
دنداندردش در طول شب طاقتفرسا شد.
Walking upstairs was more excruciating than sitting still.
بالا رفتن از پلهها بسیار دردناکتر از بیحرکت نشستن بود.
نکتهٔ کاربردی
excruciating بسیار قویتر از uncomfortable یا mildly painful است و برای درد خفیف مناسب نیست.
