معنی ۱neutral · 85%
کسی که وظیفهٔ رسمیاش اجرای حکم اعدام است.
مثالهای طبیعی
The executioner carried out the sentence at dawn.
جلاد حکم را سپیدهدم اجرا کرد.
A former executioner described the burden of his work.
یکی از جلادان سابق از سنگینی بار این حرفه سخن گفت.
Residents refused to speak to the executioners.
ساکنان حاضر نشدند با مأموران اجرای حکم اعدام صحبت کنند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم بهطور خاص به مجری حکم اعدام اشاره دارد، نه کسی که صرفاً یک برنامه را اجرا میکند.
