از رعایت قانون، پرداخت هزینه یا انجام تکلیفی که برای دیگران لازم است معاف بودن
مثالهای طبیعی
Children under twelve are exempt from admission fees.
کودکان زیر دوازده سال از پرداخت ورودی معافاند.
Certain exempt goods attract no sales tax.
بعضی کالاهای معاف، مالیات فروش ندارند.
The rule leaves volunteers exempt from the charge.
طبق این مقررات، داوطلبان از پرداخت هزینه معافاند.
نکتهٔ کاربردی
از exempt from استفاده کنید، نه exempt of؛ مثلاً They are exempt from the fee. صفت با فعل exempt someone from something فرق دارد.
