معنی ۱formal · 86%
خارج کردن هوا از ششها هنگام تنفس.
مثالهای طبیعی
Make each exhalation longer than the breath in.
هر بازدم را از دم طولانیتر کنید.
The teacher encouraged slow exhalation through the nose.
معلم دانشآموزان را به بازدم آهسته از راه بینی تشویق کرد.
A sudden exhalation broke the silence.
بازدمی ناگهانی سکوت را شکست.
نکتهٔ کاربردی
exhalation اسمی نسبتاً رسمی است؛ در مکالمه breathe out یا breathing out سادهتر است.
