بیرون آوردن جسد یا بقایای انسانی از قبر، معمولاً برای بررسی و آزمایش.
مثالهای طبیعی
The court authorized the exhumation of the unidentified remains.
دادگاه مجوز نبش قبر و بیرون آوردن بقایای شناسایینشده را صادر کرد.
An exhumation is scheduled after new evidence emerged.
پس از پیدا شدن شواهد تازه، قرار است نبش قبر انجام شود.
Several exhumations helped investigators identify the victims.
چند مورد نبش قبر به بازرسان کمک کرد قربانیان را شناسایی کنند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم اغلب با of a body یا of remains میآید و به حفاری باستانشناختیِ معمول برای پیدا کردن اشیا اشاره ندارد.
