جسد یا بقایای انسانیِ دفنشده را، معمولاً برای تحقیق، از خاک بیرون آوردن.
مثالهای طبیعی
A judge permitted investigators to exhume the remains.
قاضی به بازرسان اجازه داد بقایای جسد را از قبر بیرون بیاورند.
Workers exhumed two bodies from the abandoned cemetery.
کارگران دو جسد را از گورستان متروکه بیرون آوردند.
The agency will exhume the body for DNA testing.
این سازمان جسد را برای آزمایش دیانای از قبر بیرون خواهد آورد.
نکتهٔ کاربردی
برای اشیای معمولی dig up یا unearth طبیعیتر است؛ exhume قویاً به بقایای انسانی اشاره میکند.
