چنان فوری و اضطراری که وضعیت نیازمندِ اقدام یا توجهِ بیدرنگ باشد.
مثالهای طبیعی
Exigent circumstances required the shelter to extend its hours.
شرایطِ اضطراری ایجاب کرد که پناهگاه ساعتهای فعالیتِ خود را افزایش دهد.
The district’s exigent needs could not wait until spring.
نیازهای فوریِ منطقه نمیتوانست تا بهار منتظر بماند.
Rescuers faced exigent choices as floodwaters rose.
با بالاآمدنِ آبِ سیل، امدادگران با انتخابهایی فوری و دشوار روبهرو شدند.
نکتهٔ کاربردی
Exigent بر فشارِ زمانی و ضرورتِ اقدام تأکید دارد؛ ترکیبِ exigent circumstances گاه شرایطِ توجیهکنندهٔ اقدامِ استثنایی را بیان میکند.
