معنی ۱neutral · 87%
واقعی یا حاضر بودنِ یک شخص یا چیز
مثالهای طبیعی
The existence of life on other planets remains uncertain.
هنوز معلوم نیست در سیارههای دیگر حیات وجود دارد یا نه.
Scientists found proof of the bird’s existence.
دانشمندان مدرکی دال بر وجود آن پرنده پیدا کردند.
That tradition has been in existence for centuries.
آن سنت قرنهاست که وجود دارد.
نکتهٔ کاربردی
Existence در این معنا معمولاً غیرقابلشمارش است، حتی اگر آن چیز در چندین جا وجود داشته باشد.
