مربوط به اصلِ وجود یا بقای کسی یا چیزی، بهویژه امکان ادامه یافتن آن.
مثالهای طبیعی
Rising seas pose an existential threat to island communities.
بالا آمدن سطح دریاها تهدیدی وجودی برای جوامع جزیرهنشین به شمار میرود.
The startup faces an existential crisis after losing funding.
شرکت نوپای آنها پس از از دست دادن منابع مالی، با بحرانی موجودیتی روبهروست.
Leaders described the conflict as an existential danger.
رهبران، درگیری را خطری برای اصلِ بقای خود توصیف کردند.
نکتهٔ کاربردی
تهدید existential اصل بقا را به خطر میاندازد، نه صرفاً آسایش یا موفقیت کوتاهمدت را.
