معنی ۱neutral · 90%
یک مکان، سامانه، برنامه، بازار یا فعالیت را ترک کردن
مثالهای طبیعی
Passengers should exit the train on the left.
مسافران باید از سمت چپ از قطار خارج شوند.
Save your work before exiting the application.
پیش از خروج از برنامه، کارتان را ذخیره کنید.
Several firms exited the market during the recession.
چند شرکت در دوران رکود از بازار خارج شدند.
نکتهٔ کاربردی
`Exit` از `leave` رسمیتر یا موجزتر است و در دستورالعملها، تجارت، حملونقل و رایانش رایج است.
