معنی ۱neutral · 90%
بزرگتر شدن یا اندازه، گستره یا فعالیتِ چیزی را بیشتر کردن
مثالهای طبیعی
The company plans to expand its online services.
شرکت قصد دارد خدمات آنلاین خود را گسترش دهد.
The town expanded rapidly during the 1990s.
شهر در دههٔ ۱۹۹۰ بهسرعت گسترش یافت.
The business expanded into several Asian markets.
این کسبوکار فعالیت خود را به چند بازار آسیایی گسترش داد.
نکتهٔ کاربردی
`Expand` میتواند هم رشد و بزرگتر شدنِ خودِ چیزی و هم گسترش دادنِ آگاهانهٔ آن توسط کسی را بیان کند.

