معنی ۱neutral · 85%
طراحیشده بهگونهای که بتوان اندازه یا ظرفیت آن را افزایش داد.
مثالهای طبیعی
The suitcase has an expandable front compartment.
این چمدان محفظهای جلویی دارد که میتوان آن را بزرگتر کرد.
This dining table is expandable when guests arrive.
وقتی مهمان میرسد، میتوان این میز ناهارخوری را بزرگتر کرد.
Choose expandable storage for future documents.
برای اسناد آینده، فضای ذخیرهسازیِ قابلافزایش انتخاب کنید.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً دربارهٔ محصولاتی گفته میشود که برای افزایش ظرفیت طراحی شدهاند؛ بهمعنای آن نیست که هماکنون بزرگ شدهاند.
