معنی ۱neutral · 95%
فکر کردن اینکه احتمالاً چیزی اتفاق خواهد افتاد.
مثالهای طبیعی
We expect rain this afternoon.
ما امروز بعدازظهر انتظار باران داریم.
I expect the package tomorrow.
انتظار دارم بسته فردا برسد.
They expect us to arrive early.
آنها انتظار دارند ما زود برسیم.
نکتهٔ کاربردی
از expect برای رویدادهای احتمالی آینده یا کاری که فکر میکنی کسی باید یا احتمالاً انجام خواهد داد استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— انتظار دریافت پاسخ داشتن

