expel
C2اسم/US /ɪkspˈɛl/ ĭksp-ĔL; UK /ɪkspˈɛl/ ĭksp-ĔL/
بیرونکردن، بیرونانداختن، اخراج کردن
JadoLearn Dictionary
معنی expel به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیرونکردن، بیرونانداختن، اخراج کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نفی بلد، غربت، نفی بلد کردن
بیرون راندن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.