معنی ۱formal · 90%
مقدار پولی که یک شخص، سازمان یا دولت خرج میکند، یا عملِ خرج کردن آن
مثالهای طبیعی
Government expenditure on healthcare increased significantly.
هزینهٔ دولت برای بهداشت بهطور چشمگیری افزایش یافت.
The project required an expenditure of two million euros.
این پروژه به هزینهای معادل دو میلیون یورو نیاز داشت.
Capital expenditures fell after the expansion ended.
پس از پایان توسعه، مخارج سرمایهای کاهش یافت.
نکتهٔ کاربردی
`Expenditure` از `spending` رسمیتر است و در امور مالی، اقتصاد و سیاست عمومی رایج است.
