مبلغ پولی که برای خرید، انجام یا استفاده از چیزی باید پرداخت شود.
مثالهای طبیعی
Rent is our biggest monthly expense.
اجارهبها بزرگترین هزینهٔ ماهانهٔ ماست.
Food expenses are included in the trip price.
هزینههای غذا در قیمت سفر گنجانده شدهاند.
We cannot afford another big expense this month.
این ماه از عهدهٔ یک هزینهٔ سنگین دیگر برنمیآییم.
نکتهٔ کاربردی
Expense برای یک هزینهٔ مشخص قابلشمارش است؛ expenses اغلب به چند هزینهٔ مربوط به یک کار یا هدف اشاره میکند.
