expensive
C2صفت/US /ɪkspˈɛnsɪv/ ĭksp-ĔNS-ĭv; UK /ɪkspˈɛnsɪv/ ĭksp-ĔNS-ĭv/
گران، پرخرج، گران قیمت
JadoLearn Dictionary
معنی expensive به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گران، پرخرج، گران قیمت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گزاف، فاخر
پرارزش، عزیز، گران کردن
خراج، مبذر
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.