دارای دانش یا مهارت فراوان که از کار عملی یا تجربهٔ شغلی به دست آمده است
مثالهای طبیعی
They hired an experienced engineer for the project.
آنها برای پروژه مهندسی باتجربه استخدام کردند.
She is experienced in teaching young children.
او در آموزش کودکان خردسال تجربه دارد.
We need someone more experienced for this role.
ما برای این نقش به فردی باتجربهتر نیاز داریم.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان حوزهٔ تجربه، از `experienced in + noun` یا شکل `-ing` فعل استفاده میشود.

