سطح بالایی از دانش یا مهارت در یک موضوع یا فعالیت خاص
مثالهای طبیعی
We need someone with expertise in data security.
ما به کسی با تخصص در امنیت داده نیاز داریم.
Her expertise helped the team solve the technical problem.
تخصص او به تیم کمک کرد مشکل فنی را حل کند.
The project combines expertise from several scientific fields.
این پروژه تخصص چند حوزهٔ علمی را با هم ترکیب میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Expertise` غیرقابلشمارش است: میگوییم `expertise` یا `an area of expertise`، نه `an expertise` برای یک مهارت.

