معنی ۱neutral · 95%
چیزی که گفته یا نوشته میشود تا یک ایده، دلیل یا موقعیت را قابلفهم کند
مثالهای طبیعی
The teacher gave a clear explanation of the rule.
معلم توضیح روشنی دربارهٔ قانون داد.
He gave no explanation for his late arrival.
او هیچ توضیحی برای دیر رسیدنش نداد.
The book contains simple explanations and examples.
کتاب شامل توضیحها و مثالهای ساده است.
نکتهٔ کاربردی
برای موضوع یا ایده از explanation of و برای دلیل یا رویداد از explanation for استفاده کن.

