استفادهٔ ناعادلانه از افراد، کار یا آسیبپذیری آنها برای منفعت شخص یا سازمانی دیگر
مثالهای طبیعی
The investigation uncovered widespread exploitation of migrant workers.
تحقیق، بهرهکشی گسترده از کارگران مهاجر را آشکار کرد.
Stronger inspections can reduce labour exploitation.
بازرسیهای سختگیرانهتر میتواند بهرهکشی از نیروی کار را کاهش دهد.
The law targets the sexual exploitation of children.
این قانون بهرهکشی جنسی از کودکان را هدف قرار میدهد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بهشدت منفی است و بر عدم توازن ناعادلانهٔ قدرت یا منفعت دلالت دارد.
