شرحی منظم، دقیق و تفصیلی از یک ایده، موضوع یا مجموعهای از اصول.
مثالهای طبیعی
Her exposition of the theory avoided unnecessary jargon.
او نظریه را بدونِ اصطلاحاتِ تخصصیِ غیرضروری بهشکلی منظم توضیح داد.
The lecture offered a concise exposition of constitutional principles.
سخنرانی شرحی موجز از اصولِ قانونِ اساسی ارائه کرد.
Several expositions approached the paradox from different angles.
چند شرح و تبیین، آن تناقضنما را از زاویههای مختلف بررسی کردند.
نکتهٔ کاربردی
Exposition بر روشن و منظم توضیحدادنِ مطلب تأکید دارد؛ لزوماً هدفش متقاعدکردنِ مخاطب نیست.
