سریعتر از خدمات معمولی عمل میکند و توقف یا تأخیر کمتری دارد.
مثالهای طبیعی
We paid extra for express delivery.
برای ارسال فوری هزینهٔ بیشتری پرداخت کردیم.
The express train reaches the city in forty minutes.
قطار تندرو ظرف چهل دقیقه به شهر میرسد.
An express bus runs directly to the terminal.
یک اتوبوس سریعالسیر مستقیم تا پایانه میرود.
نکتهٔ کاربردی
express معمولاً پیش از اسم میآید و در این معنا صورتهای مقایسهای نمیگیرد.
