معنی ۱neutral · 85%
طراحیشده برای آنکه بدون بازطراحی عمده بتوان امکانات یا اجزای تازه به آن افزود.
مثالهای طبیعی
An extensible platform lets developers add new features.
یک پلتفرم توسعهپذیر به برنامهنویسان اجازه میدهد قابلیتهای جدید اضافه کنند.
The architecture remains extensible as demand grows.
معماری سیستم با افزایش تقاضا همچنان قابلیت توسعهٔ خود را حفظ میکند.
Plugins make this editor more extensible.
افزونهها این ویرایشگر را توسعهپذیرتر میکنند.
نکتهٔ کاربردی
در مهندسی نرمافزار و برنامهریزی فنی رایج است؛ برای مبلمان و اشیای فیزیکی، extendable معمولاً طبیعیتر است.
