معنی ۱neutral · 90%
دارای گستره، دامنه، مقدار یا درجهٔ زیاد
مثالهای طبیعی
The report is based on extensive international research.
این گزارش بر پژوهش بینالمللی گستردهای مبتنی است.
Damage to the coastal roads was extensive.
آسیب واردشده به جادههای ساحلی گسترده بود.
This course offers more extensive practical training.
این دوره آموزش عملی گستردهتری ارائه میدهد.
نکتهٔ کاربردی
`Extensive` بر گستردگی یا وسعت پوشش تأکید دارد، نه فقط بر مهم بودن چیزی.
